خرید بک لینک
دیروز وقتی می دویدم تا گوشیمو از دست پسرکم بگیرم و خیلی طول کشید از بس فرز بود ، یادم افتاد قبل از اینکه بچه دار بشم شاعر بودم .. خندیدم یادم اومد چه شاعر لطیفی دخترک هفت ساله ای که روی ثانیه های زلال تاب می خورد ... برای همسرم دفتری نوش

برچسب: نویسنده: امیر اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 13:04

یکی از بچه های دوران دبستان یه گروه ساخته الان حدودا 22 نفر شدیم همه دنیا پخش شدیم کل قاره های روی زمینو گرفتیم سه تا کلاس بیست نفره آرزومندم همشون زنده و تندرست باشن دیشب واقعنی داشتم به دورهمی که قراره به زودی بذاریم فکر می کردم...

برچسب: نویسنده: امیر اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 13:04

سلام و بسم الله و دلگرمی و درد دل دخترکی که نه پدر داشت و نه خواهر و نه دختری که بتواند برایش درد دل کند... بنابراین مجبور به ثبت وبلاگی شد تا با خودش درد دل کنه نکنه کمتر مامانش ناراحتیشو حس کنه اون دختره که خدا هم باباشو ازش گرفت و هم خواهر

برچسب: نویسنده: امیر اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1396 ساعت: 11:15

امروز همایش بود با همکارا رفته بودیم برگشتنی به این نتیجه رسیدم که خیلی تنهام... حالا می دونم که اگه خدا سه تا دختر هم بهم داده بود همین بود بی کسی به تعداد دختر دار بودن نیست بی کسی به بابا داشتن نیست و به خواهر داشتن اما خدایی خیلی سخته از د

برچسب: نویسنده: امیر اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1396 ساعت: 11:15

کم کم دارم یاد می گیرم که تکیه گاهم فقط خدا باشه همین هم که نوشتم کم کم خیلیه ها یادته چقدر سخت بود و چه فشارها بهم اومد..هر جایی رسیدم دنبال تکیه گاه بودم ، بعد ها فکر کردم همسرم تکیه گاهمه اما اونم ابتدا با حرکاتش و بعد هم مختصر و مفید گفت که

برچسب: نویسنده: امیر اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1396 ساعت: 11:15

حالا آدم دو تا بچه داشته باشه و سر کار هم بره و بخواد همسر نمونه و مادر مهربون و دختر خوبی برا مامانش باشه فکر کنم خوبه و یه چیز ساده تریه نسبت به اینکه: بخوای بری مجدد بعد چند سال ادامه تحصیل بدی و وسط ادامه تحصیل دادنات بعد چند سال یه نی نی گ

برچسب: نویسنده: امیر اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1396 ساعت: 11:15

دیروز طبق معمول اهنگ رفتن کرد........................................................

نوشتم اما همه رو پاک کردم

اون چیز بمونه تو صندوقچه دلم تا خدا خودش درست کنه

بالاخره در همیشه روی یه پاشنه نمی چرخه، نمی چرخه یوکابد

دیدی که چطور نیل بچه ت رو بهت برگردوند.......برمی گردونه

یوکابد عجیب حال غریبی دارم...

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:20  توسط یوکابد |

برچسب: نویسنده: امیر اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1396 ساعت: 11:15

صفحه بندی